السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

445

تفسير الميزان ( فارسي )

اينها كه گفته شد بيست و دو خصيصه از مقامات ولايت بود و تمامى اوصافى كه خداى تعالى اين پيامبر بزرگوارش را بدان ستوده و رفعت قدر داده ، در آن خلاصه مىشود و اين بيست و دو صفت دو قسم است : بعضى از آنها اكتسابى است ، مانند رسيدن به مقام بندگى و مقام قرب و صلاح و بعضىها موهبتى و اختصاصى است كه ما هر يك از اين صفات را در موضع مناسبش در اين كتاب به مقدارى كه فهممان يارى مىكرد شرح داديم و خواننده مىتواند به مظان آن مراجعه نمايد . 3 - عيسى چه مىگفت ؟ و در باره اش چه مىگفتند ؟ قرآن كريم خاطرنشان ساخته كه عيسى عبدى بود رسول ، و اينكه هيچ چيزى جز اين ادعا نمىكرد و آنچه به وى نسبت مىدادند خود او ادعايش را نكرده و با مردم جز به رسالت خدا سخنى نگفته ، هم چنان كه قرآن اين معنا را در آيه زير صراحتا از آن جناب نقل كرده مىفرمايد : « وَإِذْ قالَ اللَّه يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّه ؟ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ، إِنْ كُنْتُ قُلْتُه فَقَدْ عَلِمْتَه تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ ، إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ، ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِه : أَنِ اعْبُدُوا اللَّه رَبِّي وَرَبَّكُمْ ، وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ، إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ، قالَ اللَّه هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ » « 1 » . و اين كلام عجيب كه مشتمل بر عصاره اى از عبوديت و متضمن جامعترين نكات ادب

--> ( 1 ) زمانى كه خداى تعالى مىگويد اى عيسى بن مريم آيا تو ، به مردم گفته اى كه اى مردم به جاى خدا مرا و مادرم را دو معبود براى خود بگيريد ؟ عيسى جواب مىدهد ! منزهى تو اى خدا ، مرا نمىرسيد كه به مردم چيزى را بگويم كه حقم نبود و به فرض هم گفته باشم تو بدان آگاهى ، چون تو مىدانى آنچه در نفس من است و من نمىدانم آنچه در نزد تو است ، زيرا تو علام الغيوبى ، من به مردم نگفتم مگر همان دستورهايى كه تو ، به من دادى و آن اين بود كه اى مردم خداى تعالى پروردگار من و پروردگار خود را بپرستيد ، ما دام هم در بين ايشان بودم شاهد رفتارشان بودم ، ولى بعد از آنكه مرا گرفتى خودت مراقب وضع آنان بودى و تو بر هر چيزى شاهد و ناظرى ، حال اگر عذابشان كنى كسى حق اعتراض ندارد ، چون بندگان خود را عذاب كرده اى و اگر بيامرزى باز هم اعتراضى نيست ، چون تو هم عزيزى و شكستناپذيرى و هم كار به حكمت مىكنى ، خداى تعالى مىفرمايد امروز روزى است كه راستى راستگويان به آنان سود مىرساند . « سوره مائده ، آيه 116 - 119 » .